دانلود فیلم آینه بغل

دانلود رایگان فیلم آینه بغل

دانلود رایگان فیلم آینه بغل با لینک مستقیم

دانلود فیلم آینه بغل

دانلود فیلم آینه بغل

خلاصه فیلم آینه بغل : دانلود فیلم آینه بغل از تاینی موویز. فیلم آینه بغل از آنجا شروع میشه که مرتضی و مهناز سوار یه مازراتی هستن و تو خیابون میچرخن . ساعت ده که میشه طبق قرار پدر مهناز با مرتضی مهناز باید بره خونه . وقتی پیاده میشن یه آب میوه بخورن ماشین آشغالی میخوره به ماشین و آینه بغلش میشکنه .و داستان آینه بغل تازه اینجا شروع میشه.

مهناز و مرتضی خیلی ناراحت میشن و دائم میگن وای الان باید چکار کنیم و به پارکینگ میرن همون پارکینگی که مرتضی گهبانش هست !!! درسته مرتضی توو یه پارکینگ نگهبان هست و میخواسته واسه سالگردشون مهناز رو خوشحال کنه و یه مازاراتی از پارکینگ ورداشته تا امشب رو خوشحال و شاد باشن.

پول آینه بغل مازاراتی میشه 30 میلیون ولی مهناز و مرتضی هر چی حساب میکنن 30 تومن ندارن و کل پس اندازشون 900 هزار تومن هست. آدرس صاحب مازراتی رو پیدا میکنن و یه جعبه شیرینی میخرن و میرن به دیدن صاحبش داخل یه برج خیلی خیلی لوکس توو بهترین جای تهران . وقتی مرتضی و مهناز وارد میشن یه عقاب بهشون حمله میکنه که مرتضی با جعبه شیرینی میزنتش تا ولشون کنه. همین موقع از طبقه بالا شاهرخ و شهرزاد بهشون خوش آمد میگن .

شاهرخ طوری وانمود میکنه که مثلا مرتضی و مهناز رو میشناسه و مرتضی از دوستای صمیمیش هست که المان بود. و اونا رو به شهرزاد معرفی میکنه و مرتضی و مهناز هم تا حدودی میاد دستشون که شاهرخ داره فیلم بازی میکنه. و بعد که شهرزاد میره بالا شاهرخ بهشون میگه اگه نمی خواید ازتون شکایت کنم و زندون برید باید به شهرزاد بگید این بچه که گذاشتن جلو در بچه شما هست. اولش قبول نمیکنن ولی بعد که میگه یا باید قبول کنید یا زندان مرتضی قبول میکنه. و مهناز کلی سوتی پیش شهرزاد میده.

بعد مرتضی همه چیز رو به مهناز میگه و مهناز میگه نباید قبول کنیم که این بچه ماست . و مرتضی میره که به شاهرخ اینا رو بگه عصبی میشه و میزنه یه خودکارو هم میشکنه که پول خودکار هشت میلیون هست و حسابشون میشه ۳۸ میلیون تومن. خلاصه مجبور میشن که بچه رو قبول کنن ولی با این شرط که مهناز هر شب قبل ساعت ۱۰ به خونه بره. شب که مهناز به خونه میره بچه بیدار میشه و شروع میکنه به گرسه ولی مرتضی نمیدونه که باید چکار کنه . و بالاخره شب اول میگذره
فردا مشکلات در قالب طنز واسه مرتضی و مهناز شروع میشه . وقتی مرتضی میره که یه کم شنا کنه متوجه میشه داخل استخر یه کرکدیل هست و کلی میگه که اینا چه بیشعورن اگه من نمیدیدم و میپریدم تو استخر چی که همین موقع یه سگ پا کوتاه واق واق میکنه و مرتضی میفته تو استخر . مرتضی سعی میکنه و موفق میشه که فرار کنه ولی دندون کرکدیل میشکنه و شاهرخ میگه که باید ببرمش امارات و اونجا دندونش رو درست کنم که هزینه اش ۱۰۰ میلیون هست ، همین موقع عقاب رو میارن و میبینن اونم ستون فقراتش مشکل پیدا کرده و هزینه اونم چند میلیون.خلاصه حساب سی میلیون تومنی حالا شده ۲۰۰ و خورده ای میلیون .
بچه ای که جلوی در گذاشتن و گفتن که بچه ی شاهرخ هست رو دوست دختر قبلی شاهرخ که یه شاخ مجازی هست با میلیون ها فالورز گذاشته .
وقتی شاهرخ و مرتضی و شهرزاد و مهناز از خونه میرن بیرون تا بچرخن شاهرخ متوجه میشه که مژگان همون دوست دختر سابقش داره با موتور تعقیبشون میکنه تا همه چی رو به شهرزاد به و شاهرخ با ویراژ کشیدن و تند رفتن مژگان رو میپیچونه تا با شهرزاد رو به رو نشن .
وقتی که به برج میلاد میرسن شاهرخ میگه منو مرتضی میریم سرویس بهداشتی شما هم برید داخل برج رو ببینید. و شاهرخ میره و یه مانتو و یه شال واسه مرتضی میخره و میگه که باید اینا رو بپوشی تا بتونیم اینجوری مژگان رو گول بزنیم. ولی مرتضی قبول نمیکنه و میگه من هیچ وقت این کارو نمیکنم و شروع میکنه به سر و صدا که من میرم زندان ولی اینا رو نمی پوشم . شاهرخ میگه چند میلیون از پولت کم میکنم اگه اینا اینا رو بپوشی و خلاصه راضیش میکنه.لباسای زنانه رو میپوشه و وقتی میخوان برن داخل پارکینگ شهرزاد از بالای برج اونا رو میبینه و هر چی به شاهرخ زنگ میزنه جواب نمیده.شاهرخ و مرتضی به پارکینگ برج میلاد میرن و سوار ماشین میشن . شاهرخ به مرتضی میگه سیبلیت چند ؟ و مرتضی میگه حرفشم نزن این دست نخورده است و نمیشه تا این که ۱۵-۲۰ میلیون از حسابش کم میکنه تا مرتضی با ریش تراشی که داخل داشبورد هست سیبیلشو بزنه ولی مرتضی شوکر رو برمیداره و میذاره توو صورت خودش و از هوش میره.
همین موقع مژگان هم میاد و به شاهرخ میگه من همه چی رو بهش میگم شاهرخ میگه خانمم خوابه ولی مژگان میاد که بیدارش کنه میبینه مرده و به شاهرخ میگه تو با مردا میپری؟ شاهرخ هم که راهی نداره میگه آره و مژگان هم ازش فیلم میگیره و تو صفحه اینستاش که چند میلیون فالورز داره به اشتراک میذاره و میره .
مرتضی خیلی عصبانی میشه و میگه اگه بابای مهناز این فیلم و ببینه زندگی من از هم میپاشه و خیلی عصبانی میشه و میگه من دیگه نیستم و میرم زندان . تا نصفه راه میره ولی دلش واسه شاهرخ میسوزه و بر میگرده ، میرن پیش شهرزاد و مهناز ، شهرزاد میپرسه اون خانمه کی بود باهات و اونم لباسایی که تن مرتضی بود رو بهش نشون میده میگه مرتضی یه کم مشکل داره و باید گهگاهی لباس زنونه بپوشه .
بابای مهناز به مرتضی زنگ میزنه و میگه بیاین فلان جا با مهناز تا ببینمتون . مهناز و مرتضی با ترس میرن تا اینکه باباش میگه واسه سالگرد نامزدیتون واسه دامادم گوشی خریدم.پدر مهناز که آشپز وزارت امور خارجه هست میگه که من امشب واسه مذاکرات دارم همراه دکتر ظریف از ایران میرم چون یه کم به کارای مهناز و مرتضی شک کرده  و خدافظی میکنه و میره .
مهناز فیلم مرتضی رو تو اینستاگرام میبینه و کلی گریه میکنه ، میرن پیش شهرزاد و شاهرخ که برن خونه ی شاهرخ تا اینکه نگهبان برج زنگ میزنه و میگه که مژگان با تموم فالوراش اومده جلوی خونه . شاهرخ جریان رو به مرتضی میگه و میگه یه جایی جور کن تا بریم اونجا چون بقیه خونه های منو مژگان بلده. به شهرزاد میگن که برج اتیش گرفته و نمی تونیم بریم خونه و باید به خونه ی بابای مهناز بریم ، و شهرزاد تعجب میکنه و بهش میگن تو ایران برج اتیش گرفتن عادی هست .
میرن خونه ی مهناز و از تلوزیون میبینن که اقای ظریف تهران هست و داره سخنرانی میکنه و متوجه میشن که باباش میخواد مچشون رو بگیره . شاهرخ و مرتضی که بچه رو هم مرتضی گذاشته داخل کوله پشتی از روی پشت بام فرار میکنن و به مهناز میگن یه طوری شهرزاد رو بیار تا بریم گاراژ و با اون یکی مازراتی بریم شمال.
ولی وقتی مهناز و شهرزاد میخوان از خونه بیان بیرون باباش رو به روشون میاد و سریع فرار میکنن.  همشون میرن به همون گاراژ که مرتضی نگهبانش هست ولی یهو مژگان و فالوراش وارد میشن و شروع میکنن به شعار دادن. همین موقع شهرزاد طرف شاهرخ رو میگیره و میگه من همه چی رو میدونستم و تو الکی این همه دنبال من بودی که منو پیدا کنی .
و با هم بحث میکنن و مژگان به فالوراش هم توهین میکنه و همه مژگان رو ول میکنن و میرن . مژگانم میبینه دستش به جایی بند نیست کوتاه میاد و بچه رو میبره و میره . شهرزاد هم به شاهرخ میگه که بهت گفته بودم چیزی ازم پهنون نکن ولی تو این کارو کردی و شاهرخ رو تزک میکنه و به خارج برمیگرده . بابای مهناز هم همین موقع میاد و میگه شما قانونایی که من براتون گذاشته بودم رو زیر پا گذاشتین و مهناز رو میبره و میگه همه چی تمومه .
همه میرن و مرتضی تنها تو گاراژ هست که میبینه صاحب کارش با یه پسر که میگه صاحب مازراتی هست میان و تازه میفهمه این مازراتی واسه شاهرخ نبوده و به زندون میبرنش .
شاهرخ که قضیه رو میفهمه میره آزادش میکنه و بدهیشو میده . خودش میره دنبال مرتضی و یه چک یک میلیاردی بهش میده به جای تشکر و بهش میگه که شهرزاد قبل رفتنش با بابای مهناز حرف زده و همه چی رو حل کرده . مرتضی میره و یه پراید و یه دست لباس خوشکل میخره و میره دنبال مهناز . و همون موقع باز ماشین آشغالی میزنه به در پرایدش و کنده میشه . مرتضی و مهناز با این پول یه کارگاه راه میندازن تا خیلی از جوونا که پول یه آینه بغل ندارن هم مشغول بکار بشن .

بازیگران فیلم آینه بغل : محمدرضا گلزار در نقش شاهرخ ، جواد عزتی در نقش مرتضی ، یکتا ناصر در نقش شهرزاد ، نازنین بیاتی در نقش مهناز ، مه لقا باقری در نقش مژگان ، سیامک صفری ، غلامرضا نیکخواه و بهاره رهنما

کارگردان فیلم آینه بغل : منوچهر هادی

تهیه کننده فیلم آینه بغل : منصور سهراب و سید امیر پروین حسینی

نویسنده فیلم آینه بغل : بابک کایدان

مدت زمان فیلم آینه بغل : 102 دقیقه

ژانر یا موضوع فیلم آینه بغل : کمدی

کشور سازنده فیلم آینه بغل : ایران

زبان فیلم آینه بغل : فارسی

سال ساخت فیلم آینه بغل : سال 1396

سال اکران فیلم آینه بغل : 15 آذر 1396

منتشر کننده فیلم آینه بغل :  my30nama ، 30nama

 

عوامل فیلم آینه بغل : 

  • دستیار کار گردان : مجتبی طاهر خانی ، حمید باب الوائجی
  • دستیار اول برنامه ریز : نغمه نظری
  • عکاس : معین باقری
  • منشی صحنه : رضا بقایی
  • دستیار اول فیلمبردار : رضا نوروزی
  • طراح صحنه و لباس : محسن غلامی
  • طراح گریم : آرزو حلاجی
  • مدیر تولید : شهاب علی بخشی
  • مدیر تدارکات : محمدرضا عبدالهی

گلزار در فیلم آینه بغل

دانلود فیلم آینه بغل

تصاویر فیلم آینه بغل

دانلود فیلم آینه بغل

تیزر فیلم آینه بغل

به این پست امتیاز دهید.
دانلود فیلم آینه بغل
4.85 از 13 رای