دانلود قسمت 15 شهرزاد

دانلود رایگان قسمت 15 شهرزاد

دانلود قسمت 15 شهرزاد به صورت رایگان با لینک مستقیم

دانلود قسمت 15 شهرزاد

دانلود قسمت 15 شهرزاد

خلاصه سریال شهرزاد : سریال شهرزاد یک اثر عاشقانه ، تاریخی است که فصل اول آن در سال 1394 در 28 قسمت ساخته شد و بعد ها یعنی در سال 1396 فصل دوم آن در پانزده قسمت پخش شد و هم اکنون  فصل سوم آن در 16قسمت در حال پخش است .

سریال شهرزاد داستان عشق دو جوان به نام های شهرزاد که دانشجوی پزشکی است  و فرهاد که یک روزنامه نگار و فعال سیاسی است ، در سال 1330 را روایت می کند . در طول سریال ما مشاهده میکنیم که : پدر شهرزاد و فرهاد که دو دوست دیرینه هستن برای یک خانواده شناخته شده در آن زمان به نام خانواده دیوان سالار کار میکنند ، در ابتدای داستان گفته می شود ک پدر شهرزاد او را مجبور به ازدواج با فرهاد میکند بخاطر دوستش هاشم (پدر فرهاد) ولی با گذشت زمان عشق فرهاد و شهرزاد زبان زد خاص و عام می شود .

شهرزاد در آن زمان تزریقات بزرگ خاندان دیوان سالار یعنی بزرگ آقا را انجام می دهد (بزرگ اقا به واسطه رابطه ای که با دربار دارد فرد ثروتمند و شناخته شده ای است ) ، بزرگ آقا کار های خلاف زیادی انجام میدهد که بخاطر رابطه اش با دربار کسی جرات ندارد به او خرده بگیرد . بزرگ آقا که در یک تصادف ساختگی همسر و دو پسر خود را از دست می دهد و فقط دختر او (شیرین) زنده می ماند عاشق شهرزاد می شود ولی کسی از این عشق آگاه نمی شود. بزرگ آقا میخواهد هر طور که شده است شهرزاد را در نزدیکی خود نگه دارد .

شیرین که با  قباد چندین سال است ازدواج کرده است و بچه ای ندارند و تمام روز را بحث و دعوا  می کنند که مشکل از قباد است یا شیرین  . قباد به علت علاقه ای که به این نوع زندگی و حتی به شیرین ندارد در خانه بسیار بی عرضه جلوه میکند و مورد سرزنش قرار میگیرد . تا اینکه بزرگ آقا دستور می دهد که باید شهرزاد از فرهاد جدا شود و با قباد ازدواج کند که با مخالفت شهرزاد و فرهاد و قباد و شیرین مواجه می شود ولی بزرگ آقا گفت که باید حتما این کار انجام شود
تا اینکه فرهاد که در آن زمان کار های سیاسی انجام میداد و از طرف داران دکتر مصدق بود دستگیر شد و حکم اعدام او و تمام دوستانش صادر شد ، بزرگ آقا که از این موضوع مطلع شد با استفاده از رانت و رابطه فرهاد را از چوبه دار نجات داد و به خانه خودش اورد
و هاشم پدر فرهاد را خواست تا به خانه اش بیاید شهرزاد هم همراه آقا هاشم آمد و فرهاد نیمه جان و وحشت زده را دیدن و خوشحال از زنده ودنش
بزرگ آقا به شهرزاد گفت که اگر از فرهاد جدا نشود و با قباد ازدواج نکند فررهاد را دوباره به دست قانون میسپارد و شهرزاد عاشق شرط را قبول کرد و از فرهاد جدا شد
فرهاد که حال خوبی نداشت نبودن شهرزاد حال او را بدتر میکرد چون فک میکرد که شهرزاد بخاطر مال و اموال بزرگ آقا با قباد ازدواج کرد است و بعد از مدت ها فرهاد هم وارد رابطه با دختری شد ک عمر رابطه چندان طول نکشید و دختره خودکشی کرد
شهرزاد که تنها در خانه ای زندگی میکرد و به دستور بزرگ آقا ، قباد فقط سه شنبه ها حق داشت به دیدن او بیاید و بقیه هفته را پیش شیرین بماند . بخاطر مهربانی شهرزاد قباد عاشق شهرزاد می شود و به گفته خودش تازه طعم زندگی را میچشد
شهرزاد حامله می شود و پسری بنام امید که بزرگ آقا او را کبیر صدا می کند میشود.
ولی بعد از مدتی به علت مشکلات روانی که خدمتکار شیرین برای او درست میکند بزرگ آقا دستور میدهد که قباد و شهرزاد جدا شوند تا شاید شیرین اندکی به آرامش برسد.
شهرزاد بخاطر پسرش و قباد به خاطر علاقه اش به شهرزاد دوباره دچار ناراحتی میشوند.
تا اینکه فرهاد علت ازدواج شهرزاد با قباد را (حفظ جان فرهاد) متوجه میشود و با هم به دور از چشم بقیه ازدواج میکنند و در همان شب بزرگ آقا به دلیل عصبانیت و اینکه قباد و نوکر او نصرت قرص ها را به او نمیدهند میمیرد.
قباد هم با رشوه دادن به دادگاه شیرین را به علت مرگ خدمتکارش به حبس ابد محکوم می کند.بلغیس  (عمه ی شیرین )از جوانی عاشق هاشم پدر فرهاد بود و این عشق دو طرفه بود،  بعد از سال ها زندگی با همسر کرمانی اش باز هم هاشم را دوست داشت . در جریان فیلم او هم به دست همان خدمه شیرین که شیرین را دیوانه جلوه داد و در دادگاه به دروغ شهادت داد که شیرین قاتل خدمه اش هست و بچه ی قباد را در شکم دارد کشته میشود چون بلغیس می فهمد که اکرم از قباد حامله است و برای خاندان بزرگ دیوان سالار این یک ننگ است .

اکرم یک شب که بلغیس اماده شده است که به همراه هاشم برود و دوست دیرینه اش را از دست شوهر روانیش نجات دهد  او را از تراس اتاقش به پایین پرت می کند و بلغیس میمیرد . شیرین به کمک پسری به اسم صابر که شیرین را دوست دارد و چون یک رعیت به حساب می امد جرات نزدیک شدن به او را نداشت ، از دارالمجانین فرار می کند . شیرین با کمک عمه اش و هاشم آقا به یک دارالمجانین عیانی که دکترش از آشنایان دوست عمه بلغیس است می رود و مورد درمان قرار گرفته می گیرد. وقتی هاشم آقا و صابر به دیدن شیرین می آیند پلیس انها را تعقیب میکند و جای آنها را می فهمد هاشم و صابر که نمیدانستن پلیس است او را دنبال می کنند که ناگهان با یک ماشین تصادف میکند و پلیس میمیرد . آنها سری جای شیرین را عوض می کنند و به دفتر وکیل بزرگ آقا که مورد اعتماد است می روند .

و تا مدت ها صابر و شیرین در انجا زندگی می کنند و خودشان را برای انتقام از قباد آماده می کنند .

و زندگی قباد و شهرزاد و شیرین و فرهاد با هزاران مشکل جدید و قدیمی ادامه پیدا میکند تا اینکه دوباره فرهاد به اتهام فراری دادن دکتر مصدق به اعدام محکوم میشود و قباد به شهرزاد میگوید ک اگر دوباره به من برگردی حکم فرهاد را از اعدام به ابد تغییر میدهم که همین طور هم میشود.
که با مخالفت های شدید فرهاد مواجه میشود ولی باز هم شهرزاد از خودگذشتی میکند و جان فرهاد را نجات میدهدو به خانه قباد بر می گردد .البته شهرزاد به این شرط به امارت دیوان سالار بر میگردد که قباد با او کاری نداشته باشد و فقط به عنوان مادر امید در خانه قباد حضور داشته باشد و قباد هم شرط او را قبول میکند . اکرم کنیز شیرین قبلا یک بار سعی کرده بود امید را بکشد تا فرزند خودش که پدر او قباد است وارث دیوان سالار ها بشود ولی دایه امید متوجه می شود و او را اخراج میکنند . شهرزاد که از این قضیه خبر نداشت چند روز قبل اینکه به خانه قباد برود متوجه این موضوع شد و به خانه اکرم رفت و او را تهدید کرد و زودتر از قراری که با قباد گذاشته بود به خانه قباد رفت تا خودش از امید محافظت کند.

فرهاد هم به دستور سروان آپرویز و هماهنگی خود فرهاد در زندان چاقو میخورد و او را به بیمارستان که دکتر او خود یکی از طرفداران مصدق است منتقل می شود و مورد درمان قرار می گیرد . و به کمک یک پرستار و نقشه سروان آ پرویز از بیمارستان فرار می کند و او را به یک خانه که سروان آ پرویز آماده کرده است می برند . و به یک پزشک دستور می دهد که بیاید و او را درمان کند ولی پزشک می گوید که در تخصص من نیست و باید متخصص بیاید . و همان دکتر که از طرفداران مصدق بود را به بالای سر فرهاد می آورد.

سروان آ پرویز بعد از اینکه کمی حال جسمی فرهاد بهبود پیدا کرد نقشه ای ریخت تا فرهاد فرار کند و او بتواند با دور نگه داشتن خود از جریان به واسطهفرهاد به خواسته هایش برسد .

وقتی فرهاد فرار کرد به خانه دوست پدرش که خودش در خارج از کشور زندگی میکرد و خالی بود رفت تا در آنجا قایم شود که دید صابر و شیرین و بچه اکرم که صابر و شیرین او را دزدیه بودن در آنجا هسات .

راجبه بچه اکرم پرسید که این بچه دست شما چکار می کند و آنها گفتند که او را دزدیدیم تا اکرم را مجبور کنیم تا برود و اعتراف کند .

فردای آن روز  وقتی که آنها از خانه خارج شده اند سروان آ پرویز که آن ها را تعقیب میکرد متوجه حضور شیرین و صابر در این خانه شد و شب وقتی که آنها خواب بودند بچه اکرم را برداشت برد که به اکرم تحویل دهد ولی اکرم قبل از رسیدن سروان ا پرویز به شهربانی رفته بود و اعتراف کرد و سروان اپرویز که به نظ می آید به اکرم علاقه دارد سعی کرد تا اعترافات او را پاره کند ولی موفق نشد و حتی سعی کرد تا پرونده را به او بدهند باز هم نتوانست .

 

فرهاد و شیرین وصابر دیگر کاملا زیر نظر آدم های آ پرویز بودند و یک روز فرهاد به دفتر سروان آ پرویز زنگ زد و آمار سرهنگی را که پدرش را کشته بود گرفت تا با اعتراف گرفتن از او بفهمد که چه کسی پدرش را کشته است . سروان هم نشانی پاتوق سرهنگ را به او داد و صابر و فرهاد سرهنگ را دزدیدن و به خارج شهر بوردند و او را پای چوبه دار بردند و گفتن که اگر اعتراف نکنی تو را خواهیم کشت و سروان به چگونگی قتل پدر فرهاد و دست داشتن قباد و یکی از شرکای قباد در حمل مواد مخدر اعتراف کرد و پای برگه اعترافات را امضا کرد . وقتی که صابر و فرهاد از آنجا خارج شدند سروان آپرویز امد و سرهنگ را به دار آویخت تا هم به هدف خودش که کشتن سرهنگ بود برسد هم قتل را به گردن فرهاد دماوندی بیندازد .

فردای آن روز فرهاد خبر مرگ سرهنگ را در روزنامه خواند و به سروان زنگ زد که من سرهنگ را نکشته ام و حدس میزنم که کار تو باشد و دیگر از تو کمکی نمیخواهم و خودم به تنهایی کار هایم را انجام می دهم . و به دنبال کسب اطلاعات از شریک قباد که قاتل پدرش بود رفت و فهمید که امشب برای برگرداندن زنش که به خارج رفته است عازم سفر به انگلیس است.  و با صابر نقشه کشیدن و او را در راه دستگیر کردن و از او هم اعتراف گرفتند و فرهاد یک تیر به او زد و وقتی صابر هم می خواست به او تیر بزند دید که آن مرد نیست به دنبال او رفتن ولی او فرار کرد  و به خانه رفت و همان شب به قباد زنگ زد و گفت بعه خانه من بیا که جان تو هم در خطر است و به قباد به خانه او رفت.

فرهاد بعد از بحث لفظی کوچکی که بین او و شیرین شد از ماشین پیاده شد و گفت من می روم اگر تا فردا عصر به پیشتان برنگشتم جایتان را عوض کنید اگر برگشتم که شبش می رویم و از قباد انتقام میگیریم و به دیدن مادر و خواهرش رفت و این قسمت هم به پایان رسید .

در این قسمت خواهیم دید چه بلایی به سر قباد می آید آیا فرهاد و شیرین می توانند از قباد انتقام بگیرند و او را بکشند ؟ یا اینکه برعکس می شود و قباد آن ها را می کشد ؟

سریال : شهرزاد

نوع : سریال

ژانر (موضوع) : تاریخی ، عاشقانه ، درام

مخاطب : بزرگسالان

محصول : ایران

مدت زمان : ….

تعداد فصل : سه فصل

فصل در حال پخش : فصل سوم

منتشر کننده : مای سینما

کیفیت ها : 480p/720p/1080p

سال تولید : 1394-1396 در سه فصل

ستارگان : آقای شهاب حسینی ، خانم ترانه علیدوستی ، آقای مصطفی زمانی ، خانم پریناز ایزدیار ،  آقای محمد مهدی سلطانی ، آقای پرویز فلاحی پور ، خانم گلاره عباسی ، خانم سهیلا رضوی ، خانم فریبا متخصص ، آقای امیر حسین فتحی و ….

کارگردان : حسن فتحی

تهیه کننده : محمد امامی

خواننده : آقای محسن چاوشی و آقای سینا سرلک

سرمایه گذاران : سید محمد امامی ، سید محمد هادی رضوی

انتقاد ها : برخی از منتقدان و ببینندگان به روشنفکری بازیگران در سال 1330 که در فیلم به وضوح دیده می شود و رانندگی شهرزاد و شیرین در این سال اشاره کرده اند .

کمی توضیح بیشتر راجبه کارگردان برجسته کشورمان جناب آقای حسن فتحی : 

آقای حسن فتحی متولد سال 1338 در تهران است. وی دارای لیسانس روانشناسی از دانشگاه شهید بهشتی و فوق لیسانس کارگردانی نمایش از دانشگاه آزاد است . از آثار تلوزیونی وی میتوان به پهلوانان نمی میرند ، شب دهم ، میوه ممنوعه ، مدار صفر درجه ، زمانه همسایه ها فردا دیر است ، روشن تر از خاموشی اشک ها و لبخند ها ، در مسیر زاینده رود و سریال جذاب شهرزاد اشاره کرد. 

از آثار تلوزیونی وی می توان به ازدواج به سبک ایرانی ، پستچی سه بار در نمی زند ، کیفر و یک روز دیگر اشاره کرد.

جوایزی که آقای حسن فتحی دریافت کرده است :

جایزه بهترین کارگردانی سریال تلوزیونی برای سریال شهرزاد از جشن سینمای دنیای تصویر

جایزه بهترین کارگردانی برای تله فیلم دنده معکوس از جشنواره تلوزیونی جام جم

دیپلم افتخار و تندیس بهترین کارگردان برای تله فیلم دنده معکوس از جشنواره فیلم شهر

جایزه بهترین فیلم نامه تلوزیون برای سریال شب دهم ازدنیای تصویر

دیپلم افتخار و تندیس زرین برای فیلمنامه شب دهم از جشنواره صدا و سیما

جایزه بهترین کارگردان برای تله فیلم نسخه خطی از جشنواره نسخ خطی

جایزه بهترین فیلمنامه تلوزیونی برای سریال روشن تر از خاموشی از دنیای تصویر

جایزه بهترین کارگردانی و فیلمنامه برای مجموعه شب دهم از جشنواره فیلم های عاشورایی سپید

جایزه بهترین کارگردانی برای سریال مدار صفر درجه از جشنواره شبکه جهانی جام جم

جایزه بهترین کارگردانی برای سریال میوه ممنوعه از جشنواره شبکه جهانی جام جم

دیپلم افتخار و تندیس بهترین کارگردان در جشنواره فیلم فجر برای فیلم پستچی سه بار در نمی زند

تصاویری از سریال زیبای شهرزاد فصل سوم

دانلود قسمت 15 شهرزاد 

خرید و دانلود قانونی سریال شهرزاد فصل سوم قسمت پانزدهم

دانلود با لینک مستقیم و کیفیت 4K

قیمت : 3000 تومان

خرید و دانلود با لینک مستقیم و کیفیت 1080p
 قیمت : 2500 تومان

خرید و دانلود با لینک مستقیم و کیفیت 720p
 قیمت : 2000 تومان

 خرید و دانلود با لینک مستقیم و کیفیت 480p

 قیمت : 1800 تومان

به این پست امتیاز دهید.
دانلود قسمت 15 شهرزاد 
5 از 2 رای