دانلود فیلم من عصبانی نیستم

دانلود رایگان فیلم من عصبانی نیستم

دانلود رایگان فیلم من عصبانی نیستم با لینک مستقیم 

دانلود فیلم من عصبانی نیستم

دانلود فیلم من عصبانی نیستم

دانلود فیلم من عصبانی نیستم در مورد زندگی یک پسر کرد به اسم نوید است که به علت حرف های سیاسی دانشجوی سه تاره دار میشه و از دانشگاه اخراج.
نوید عاشق هم کلاسیش به اسم ستاره میشه و الان چهار سال است که با هم هستن.
نوید که خیلی زود از کوره در میره و عصبانی میشه الان تو یه کارگاه خیاطی مشغول به کار است که صاحبکارش صداش میزنه که بره و یه چک رو نقد کنه.نوید به بانک میره ولی موجودی حساب صاحب چک کم هست و وقتی این موضوع رو به صاحبکارش اطلاع میده میگه من نمیدونم میری اینقد میشینی تا چک پاس بشه نوید هم عصبی میشه و میگه مگه من شرخر هستم من این کارو نمیکنم و میره چک رو به صاحب حسابش میره و میگه من نمیتونم ولی صاحبکارش کلی تحقیرش میکنه و نوید هر چی به خودش میگه که من عصبی نیستم فایده نداره و  عصبانی میشه و میزنتش.
نوید تحت نظر یه دکتر روانپزشک هست و قرص بهش میده که مصرف کنه ، چون نوید دائم در ذهنش داره یکی رو میزنه مثلا یکی که الکی داره بوق میزنه رو میگه باید بگیرم و بزنمش یا مثلا میگه وقتی یکی از یه سیاست مدار بی لیاقت حرف میزنه و اطلاعاتی نداره دوست دارم بزنمش .
قرص هایی که دکتر بهش داده بود ریلکسش میکرد .نوید و وحید و یکی دیگه از دوستاش به اسم رضا که اونا دوتا خواننده و نوازنده بودن توو یه خونه زندگی میکردن اونا هم مثل نوید تحت نظر همون دکتر روانشناس بودن.
نوید پیش چندتا از دوستاش میره تا بهشون بگه که به صاحبکارش بگن که طلبشو برن ولی کسی کمکش نمیکنه و دائم سر جریان سه تاره دار شدنش سرزنشش میکنن.
داستان دانشگاه نوید شروع میشه ، نوید شاگرد اول نبود ولی درسش خیلی خوب بود ولی خب نوید اخراج شد و قلبش توو دانشگاه جا موند.
نوید و ستاره الان چهارسال هست که با هم ارتباط دارند ولی به علت وضع مالی بده نوید نتونستن با هم ازدواج کنن.
ستاره و نوید همش با همنن . نوید دائم تو فکر هست و هیچ وقت حرفاشو به ستاره نمیزنه تا اون ناراحت نشه.  نوید هر روز جلوی دانشگاه میره و با ستاره میرن بیرون ، امروز چون ستاره دلش گرفته میرن شمع میخرن و میرن بیرون ستاره به نوید میگه یه چیزی میخوام بهت بگم ولی قول بده آروم باشی ، میگه بابا میگه تو و نوید دیگه باید یه فکری کنید دیگه خیلی داره کش دار میشه قضیه و نویو میگه ما که تکلیفمون مشخصه میگه واسه خودمون مشخصه واسه اونا که نیست و  میگه بابام گفته به نوید بگو  بیاد با هم حرف بزنیم .
نوید خیلی ترسیده از اینکه بابای ستازه ازش بپرسه پول داری خونه داری و … .
نوید به مغازه مبل فروشی بابای ستاره میره اولش طبق معمول بدترین حالت ممکن رو میبینه و باباشو کتک میزنه ولی دائم با خودش تکرار میکنه که من عصبانی نیستم و اروم میشه و میره داخل و بابای ستاره یا همون آقای جواد کلی تحویلش میگیره و شروع میکنه به حرف زدن .
آقای جوادی اینطوری شروع میکنه : اوضاع چطوره و خانواده چطورن و … . و میگه من جای تو بودم به همون کردستان میرفتم . میخوام چهار کلام حرف جدی باهات بزنم و تو خودت میدونی که همه فکر و ذکر من ستاره است  و من نگرانشم تو این تحریم و گرونی … نوید جان بزنامتون چیه ؟ نوید هم میگه والا اگه خدا بخواد کم کم ما هم میخوایم شروع کنیم ولی بابای ستاره حرفش رو قطع میکنه . میگه من یه خواهشی ازت دارم و چون میدونم دوسش داری اینو ازت میخوام نوید خوشحال میشه و یه خنده رو لبش میشینه ولی بابای ستاره ادامه میده اگه واقعا دوسش داری پس ولش کن بذار بره واسه خودش خوشبخت بشه من فقط این یه دونه دخترو دارم ….
نوید تو چطور میخوای الان با این گرونی زندگیت رو شروع کنی همین مبلی که روش نشستی پول یه پرایده من که میدونم اگه با هم ازدواج کنید باید ۲۴ ساعت با هم کار کنید.
نوید میگه آقای جوادی ولی منو ستاره با هم نامزدیم میگه میدونم به همش میزنیم این همه آدم با چندتا بچه از هم جدا میشن . و دست نوید رو میگیره و همراه خودش میبره تا یه مبل رو به صاحبش تحویل بدن نوید رو میبره جلوی یه  برج و بهش میگه ببین این برج مال یه پسر ۲۳ ساله به اسم شهرام هست تو میتونی یه دونه از واحد های اینجا رو واسه ستاره بخری ؟ نه تو حتی نمی تونی یه خونه چند متری توو گمرک هم براش بگیری باز نوید میاد توو ذهنش که داره بابای ستاره رو کتک میزنه و خودش رو اروم کنه و میگه آقای جوادی منو آوردی اینجا که کوچیکم کنی ؟ میگه نه فقط آوردمت اینجا که چشمت رو باز کنم . خواهش میکنم نوید دست از سر ستاره وردار و نوید میگه خواهش میکنم فقط یک ماه بهم وقت  بدید خواهش میکنم . باباش قبول میکنه و میگه بزو ولی میخوای بری بعد یک ماه با خونه و ویلا بیای ؟
نوید سردرگم تر میشه و خیلی ستاره رو دوست داره به داخل ساختمون شهرام میره و چندتا سوال میپرسه از شهرام و چون شهرام تازه رفته نمی تونه اونو ببینه .
نوید دوباره به دوستاش زنگ میزنه تا طلبش رو از صاحبکارش بگیرن ولی فایده نداره میاد خونه میبینه رضا و وحید هم سر اینکه رضا رفته عروسی و خونده دعوا کردن اونا رو اشتی میده . و وحید میگه تو نباید ستاره رو از دست بدی مثل دوست دختر من که رفت با یه پولدار تر از من .
نوید به بنگاه میره و دنبال خونه میگرده ولی چون پولی  نداره خونه ای هم گیرش نمیاد.
نوید دائم میگه به ستاره چی بگم ؟ ستاره رو میبینه و ستاره دائم ازش میپرسه بابا چی میخواست و نوید همش ستاره رو می پیچوند و بهش نگفت تا ستاره ناراحت نشه و فقط گفت بابات گفته که دیگه زندگیتون رو سر و سامون بدید.
نوید از ستاره میپرسه شهرام کیه ؟ ولی ستاره از چیزی خبر نداره و اخرش نوید میگه که از هم دانشگاهیات هست ولی ستاره میره تحقیق میکنه و میبینه همچین چیزی توو دانشگاهشون نیست.
نوید دائم میگه خدایا من هیچی ازت نمیخوام جز ستاره خدایا یکی مث من بدبخت یکی مث شهرام … .
میاد خونه و به مامانش زنگ میزنه که ببینه از باباش چیزی واسش به ارث مونده یا نه ولی میبینه که نه خبری نیست .
نوید پیش یکی از دوستاش که بوتیک داره میره که ازش پول قرض بگیره ولی یه طوری حرف میزنه که پشیمون میشه .
میره پیش یکی دیگه از دوستاش که ماشین فروشی داره و بهش میگه بیا پیش خودم کار کن ولی چه کاری ؟ میگه بیا برو سیستم های روی ماشین خارجیا رو بدزد و بیار بده من تا با هم کار کنیم نوید هم عصبانی میشه و میره میگه من این کاره نیستم.
میره پیش یکی از دوستاش که توو قلم چی کار میکنه تا اونجا مشغول درس دادن بشه ولی اونجا هم نمی خوانش چون باید گواهی عدم سو پیشینه بیاره .
نوید میگه ستاره من نمیخوام تو رو از دست بدم تو همه زندگیمی من که جز تو چیزی ندارم ، ستاره کاش میتونستم همه اینا رو بهت بگم .
بازم بخاطر شهرام بحثشون میشه ، بعد ستاره میگه نوید هاله رو یادته همون که قبلا همکلاسیمون بود ؟ میگه همون که میخواست با من دوست بشه ؟ میگه اره ازدواج کرده شوهرش رفته از یه بانک خصوصی وام گرفته که خوته بخرن ۳۰۰ میلیون .نوید به بانک میره ولی بهش میگن سود وام ها ۲۷ درصد هست و باید دوتا ضامن کارمند داشته باشی ولی نوید هیچ کدوم از این شرایط رو نداره و باز دست از پا دراز تر برمیگرده سر خونه اولش .
میره همون بنگاهی که رفته بود دنبال کار بگرده و میگه میشه من اینجا استخدام بشم یه سری شرایط رو بهش میگن و استخدامش میکنن .
همون روز میره جلو دانشگاه پیش ستاره ولی ستاره باهاش حرف نمیزنه هر چی میگه چی شده چیزی نمیگه تا اینکه بهش میگه اگه رفتی جلوتر ستاره دیگه باید بری ستازه میمونه و بهش میگه که تو سر کار هستی ؟ میگه ازه سرکارم میگه چرا دروغ میگی من امروز کلاسم زود تموم شد رفتم محل کارت ولی گفتن صاحبکارتو کتک زدی و اخراج شدی چرا به من دروغ میگی ؟نوید همه قضیه بنگاه رو براش تعریف میکنه و آشتی میکنن و میرن یه سمبوسه میخورن و نوید بهش قول میده که دیگه هیچی ازش پنهون نکنه.
ستاره همش بهش میگه نوید چته چرا همش با خودت حرف میزنی چرا چیزی به من نمیگی ولی نوید توو ذهنش همه چی رو بهش میگه ولی باز پشیمون میشه باز و حقیقت رو به ستاره نمیگه .
دوباره نوید پیش دکتر میره و میگه من خیلی حالم بدتر شده و دکتر یه قرص قوی تر بهش میده و میگه روزی یه بار ازش استفاده کن .
ستاره میره خونه نوید   و بهش میگه بابام بهم گفته که به نوید گفتم جدا شید و نوید گفته باشه درسته ؟ بابام چی میگه نکید میگه نه ستاره اینطوری نیست. ستاره میگه یعنی چی بابام دروغ میگه یا تو؟ نوید میگه ما با هم حرف زدیم و من یگ ماه ازش مهلت گرفتم .
ستاره میگه مهلت گرفتی که چی ؟ که خونه بخری ماشین بخری ؟ همه کارایی که توو این چهار سال نتونستی بکنی رو یه ماهه بکنی ؟ اینطور که نمیشه یعنی جدا بشیم یا یه ماه با هم باشیم که بعدش جدا شیم ؟ نوید خیلی مردی .
نوید میگه مرد که باباته
ستاره میگه : چهارسال ۴ کلمه درست با بابام حرف نزدی چهار سال منو تو یه قدم جلو نرفتیم ، نوید تو منو دوست داری خیلی هم دوست داری ولی چکار کردی ؟ چهار ساله چکار کردی ؟
نوید میگه کاری نکردم؟ این وقتی تویی هیچی دیگه .
ستاره میگه بابام پنج شنبه مهمون دعوت کرده گفته من حتما خونه بمونم میدونی این یعنی چی ؟
نوید میگه کیه ؟  اسمش چیه ؟ ستاره میگه الان تو فقط اسمش برات مهمه ؟ ستاره میگه میفهمی چی داره میشه میفهمی چی میگم ؟ من چطوری پای تو وایسادم تو چطور پای من وایسادی!
نوید میگه تو چطور پای من وایسادی ؟ پنج شنبه داره برات خواستگار میاد،بابات گفته خونه باشی گفتی چشم؟ منم این وسط … . تکلیف چیه این وسط پای کی وایسادی؟ من یا بابات؟
ستاره میگه نوید چته چرا فک میکنی همه دشمنتن چرا فک میکنی همه طلبکارتن ؟ فک کردی فقط تو تو این مملکت ستاره دار شدی ؟ ستارتو زدی به سینه ات راه افتادی توو خیابون که چی ؟
من پنج شنبه نمونم خونم با تویه الاف راه بیفتم تو خیابون که بشیم دوتا الاف؟
نوید میگه اره من الافم الاف توالاف بابای نامردت که منو سرکار میذاره تا برات خواستگار بیاره؟

خودش چی بوده وقتی رفته مادرت رو گرفته که الان انتظار داره من باشم ؟ بی معرفت من چکار کزدم تو این ۴ سال ؟چکار باید میکردم که نکردم چکار میتونستم بکنم که نکردم ؟ میخواستم اینجا باشم؟کی الان طلبکاره من یا تو ؟ پوزت بود با من توو دانشگاخ راه بری الان من باید اونور خیابون وایسم تا تو بیای بیرون.
ستاره میره و نویدم هم میره محل کار قبلیش و بهش میگه پولمو بده اونم نوید رو میده به ادماش تا کتک میزنن بعدم میگه حالا بی حساب شدی و اینم پولت . بعدش نوید با همون قیافه میره جلو دانشگاه ستاره همون جای همیشگی میشینه ستاره که میخواد تاکسی بگیره تا به خونه بره نویدرو با سر و صورت زخمی میبینه میره پیشش ، میرن یه جا میشینن و حرف میزنن نوید یه قرص در میاره که بخوره ستاره میگه این چیه میگه قرص دکتر داده بهم بخورم که اروم بشم ولی دیگه اثر نداره ستاره میگه با هم بخوریم و ستاره هم یه قرص میخوره و طبق معمول ستاره رو میبره جلو دز خونشون میرسونه و بهش میگه میخوام با بابات حرف بزنم همین الان و … .

نام فیلم : من عصبانی نیستم 

بازیگران فیلم من عصبانی نیستم : خانم باران کوثری ، آقای نوید محمدزاده ، آقای رضا بهبودی ، آقای بهرام افشاری ، آقای محمد کارت ، آقای میثاق زارع

کارگردان دانلود فیلم من عصبانی نیستم: آقای رضا درمیشیان

تهیه کننده دانلود فیلم من عصبانی نیستم: آقای رضا درمیشیان

نویسندهدانلود فیلم من عصبانی نیستم: آقای رضا درمیشیان

سال ساخت دانلود فیلم من عصبانی نیستم: 1392

تاریخ اکران دانلود فیلم من عصبانی نیستم: اردیبهشت 1397

مدت زمان دانلود فیلم من عصبانی نیستم : 99 دقیقه

تاریخ پخش خانگی دانلود فیلم من عصبانی نیستم : نامشخص

زبان دانلود فیلم من عصبانی نیستم: فارسی

منتشرکننده : مای سینما ، my30nama.ir ، 30nama

دانلود فیلم من عصبانی نیستم

دانلود فیلم من عصبانی نیستم

دانلود فیلم من عصبانی نیستم

دانلود فیلم من عصبانی نیستم

دانلود فیلم من عصبانی نیستم

دانلود فیلم من عصبانی نیستم

دانلود فیلم من عصبانی نیستم

my30nama.ir

مای سینما

به این پست امتیاز دهید.
دانلود فیلم من عصبانی نیستم
4 از 4 رای