دانلود فیلم هزارپا

دانلود فیلم هزارپا با لینک مستقیم

دانلود فیلم هزارپا با کیفیت عالی، دانلود فیلم سینمایی هزارپا

دانلود رایگان فیلم هزارپا، دانلود فیلم ایرانی

تیزر رسمی فیلم هزارپا قرار گرفت

دومین تیزر فیلم قرار گرفت.

فیلم نان، عشق و موتور هزار یکی از آثار کارگردان فیلم هزارپا، ابوالحسن داوودی اضاف گردید.

دانلود فیلم هزارپا از سایت 30نما

دانلود فیلم هزارپا

فیلم هزار پا قسمتی از زندگی دو تا جیب بر به اسم رضا و منصور است که نقش رضا را رضا عطاران و نقش منصور را جواد عزتی بازی می کند.
فیلم هزار پا از اینجا شروع میشه که رضا و منصور کیف یه پسر رو میزنن که باعث دردسر هایی براشون میشه .
رضا و منصور کیف یه پسر رو میدزدن و میرن خونه میبینن جز چندتا مدارک که به دردشون نمیخوره و یه عطر چیزی داخل کیف نیست که عطر رو هم رضا میبره.
وقتی رضا میره خونه میبینه مامانش و داییش و مامان منصور دارن راجبه دوتا دختر حرف بزنن که برای رضا و منصور بگیرین. از اونجا که منصور و رضا به خانواده هاشون گفته بودن که کار دولتی دارن مامان رضا گفت که اینا در حد رضا نیستن.
مامان منصورم گفت میخوای دختره صاحبکارم که دکتر هست رو برای رضا بگیرم؟ مامان رضا هم سریع گفت اره اره خیلی خوبه.
و بعد مامان منصور گفت که خانم دکتر نذر دارن که حتما با یه جانباز ازدواج کنن، رضا هم که تو تصادف یه پاشو از دست داده بود یه جرقه تو ذهنش زده شد و با منصور مامان منصور رو تعقیب کردن و خونه دکتر و بعد هم محل کار دکتر که یه اسایشگاه داشت مخصوص جانبازان پیدا کردن . تو راه هم دیدن مامان منصور را دایی رضا میرسونه.(دانلود فیلم هزارپا)

دانلود فیلم هزارپا

 

دانلود فیلم هزارپا

رضا خیلی فکر کرد و رفت اسایشگاه و گفت من خواب دیدم که باید توی یه اسایشگاه به جانبازان عزیز خدمت کنم و اومدم اینجا تا خدمه بشم.
با اصرار و التماس خانم دکتر قبول کردن.و رضا همش سعی میکرد به دکتر نزدیک بشه. و دائم از خوب بودن و شعر های معنا دار صحبت میکرد و کم کم نظر دکتر رو به خودش جلب میکرد.
یه روز که دید دکتر ناراحته علت رو جویا شد و دکتر گفت که ویلچر کم داریم. رضا هم رفت و ویلچر های والیبال معلولان رو دزدید و واسه خانم دکتر اورد . و دیگه کلا دکتر بهش اعتماد کرد. فقط مونده بود که پاشو نشون بده و بگه پا ندارم و جانبازم واسه همین بالای نردبان رفت و خودشو انداخت پایین ولی فایده نداشت و پاش جدا نشد دفعه بعدی خودشو زد زمین و پاش جدا شد و گفت من جانبازام و خودش رو جای یکی دیگه جا زد.
جالب اینجاست که خودش رو جای کسی جا زد که همچنان یه گروهگ دنبال اون میگشتن چون رئیس اونا رو کشته بود .
مستخدمی که توو اسایشگاه کار نیروی نفوذی این گروهک بود و به بهانه ویلچر اونو فرستاد توو دام دوستاش
ولی قبل ازاین که رضا بره پسر عموی دکتر که دکتر رو دوست داشت ترمز ماشین رضا رو دس کاری کرد و همین باعث شد رضا با سرعت زیادی از محل تله رد بشه.(دانلود فیلم هزارپا)

رضا به خونه منصور میره و داستان رو براش تعریف میکنه و منصور میگه باید یه چند روزی از تهران بری چون کسایی که بهت شلیک کردن همونا بودن که کیف رو ازشون دزدیدیم. تو همین حین که دارن صحبت میکنن به رضا خبر میدن که بابای خانم دکتر کارت داره و باید به اسایشگاه بری. رضا به اسایشگاه میره بابای خانم دکتر بغلش میکنه و میگه رضا دکتر رو دزدیدن و گفتن تا تو نری آزادش نمیکنن.(دانلود فیلم هزارپا)
رضا دوباره برمیگرده پیش منصور و قضیه رو براش توضیح میده منصور میگه: حتما کیف رو میخوان . منصور و رضا میرن و کیف رو با مدارکش پیدا میکنن و رضا همراه کیف به آدرس گفته شده میره.
کسایی هم که رضا کیف رو ازشون دزدیده دارن رضا رو تعقیب میکنن رضا به آدرس میره و میگه کیف رو اوردم ولی فایده نداره و به اطراف رضا شلیک میکنن و رضا رو به گروگان میگیرن و بهش میگن تو کسی هستی که فرمانده ما رو کشته ای و باید کشته بشی .
رضا هم میگه بابا من اون نیستم من بخاطر پول خانم دکتر خودم رو جای اون اقا جا زدم و این قسمتش فوق العاده خنده داره. و همه ی حقیقت رو میگه ولی رئیس گروهک باور نمیکنه و یه بمب میذاره تو اتاق و خودشون خارج میشن.
رضا و خانم دکتر میمونن و یک بمب که تا چند دقیقه دیگه منفجر میشه. رضا به خانم دکتر میگه که تو جیب من فندکم رو در بیار و بگیر زیر چسب تا چسب آب بشه و دستم باز. و اینجا هست که یک سری الفاظ +18 استفاده میشه که واقعا خنده دار هست. بالاخره خانم دکتر موفق میشه دست رضا رو باز کنه و میرن که بمب رو از دریچه به بیرون پرت کنن که به اونا شلیک میشه و رضا میخواد از نردبان بیاد بالا که اون پای مصنوعیش گیر میکنه. به خانم دکتر میگه صندلی رو بیار و به پام ضربه بزن ولی خانم دکتر اشتباهب و با سرعت تمام به اون یکی پای رضا ضربه میزنه.(دانلود فیلم هزارپا)

خلاصه رضا موفق میشه که پاشو ازاد کنه و بعد میگه نمیدونم باید چکار کنیم که از اینجا فرار کنیم. همین موفق هم منصور و پلیس هایی که بهشون خبر داده بود و همراهشون اومده بود میرسن به تیر اندازیا و منصور همش سعی میکنه که فرار کنه که … . و از اینجا با یه سری دیگه صحنه های خنده دار مواجه میشن که در اپدیت بعدی قرار خواهیم داد.(دانلود فیلم هزارپا)

یشنهاد میکنیم اقدام به دانلود فیلم هزارپا از رسانه 30نما نمایید و نطرات خود را جهت سایر کاربران سایت قرار دهید.

رضا عطاران

رضا عطاران کارگردان و کمدین برجسته کشورمان زاده ۲۰ اردیبهشت سال ۱۳۴۷ در شهر مشهد است. رضا عطاران علاوه بر کارگردانی و بازیگری در زمینه های فیلم نامه نویسی، تدوینگری، و خوانندگی هم فعالیت میکند.
رضا عطاران از سال ۱۳۶۹ تا اکنون در سینما و تلوزسون ایران فعالیت داشته است.
از جوایز وی می توان به سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی نگاه نو برای فیلم خوابم می آد ، سیمرغ بلورین بهترین نقش اول اول مرد برای فیلم طبقه حساس و ….
از فیلم های وی می توان به مصادره، زیر نظر، لازانیا، ما شما را دوست داریم خانم یایا، هزار پا، نهنگ و عنبر دو، آبنبات چوبی، دراکولا، من سالوادور نیستم، نهنگ و عنبر، گینس، کلاشینکف، رد کارپت، طبقه حساس، استراحت مطلق، آینه شمدون، دهلیز، چه خوبه که برگشتی، بی خود و بی جهت، خوابم می آد، سه درجه تب، اسب حیوان نجیبی است، اخلاقت را خوب کن، هرچه خدا بخواد، ورود آقایان ممنوع، بعد از ظهر سگی، از ما بهترون، نیش زنبور، آقای هفت رنگ،
صندلی خالی، هفت و پنج دقیقه، تسویه حساب، توفیق اجباری، خروس جنگی، قرنطینه، تیغ زن، کلاهی برای باران، هوو، کلاه قرمزی و سروناز، سیندرلا، کلید ازدواج اشاره کرد.

فیلم هزارپا به کارگردانی ابوالحسن داوودی، تهیه کنندگی رضا رخشان و نویسندگی امیر براداران، پیمان جزینی و مصطفی زندی محصول کشور ایران در سال ۱۳۹۷ است که در اولین روز فروش خود با فروش ۵۵۰ میلیون تومان توانست رکورد افتتاحیه سینمای ایران را شکست.

نام فیلم: هزارپا

ستارگان:رضا عطاران در نقش رضا، جواد عزتی در نقش منصور، سارا بهرامی در نقش دکتر (الهام)، مهران احمدی در نقش دایی کامران ، لاله اسکندری در نقش عضو گروهک، امید روحانی در نقش پدر الهام، سپند امیرسلیمانی در نقش پسر عموی الهام،امیر مهدی ژوله در نقش مستخدم آسایشگاه، نعیمه نظام دوست در نقش خانم کمالی ، سینا رازانی، محمد نادری،حسین سلیمانی، شهین تسلیمی، حمیدرضا فلاحی و بهرام ابراهیمی.

کارگردان: ابوالحسن داوودی

نویسندگان:امیر برادران، پیمان جزینی، مصطفی زندی

تهیه کننده: رضا رخشان

تاریخ انتشار فیلم هزارپا: ۱۳ تیر ۱۳۹۷

مدت زمان فیلم هزار پا: صد و بیست و دو دقیقه ،۱۲۲ دقیقه

محصول کشور: ایران

توزیع کننده فیلم هزارپا : مای سینما، 30nama

زبان فیلم هزار پا: فارسی
فروش گیشه : 27،338،374،000 میلیارد تومان (بیست و هفت میلیارد و سیصد و سی و هشت میلیون و سیصد و هفتاد و چهار هزار تومان)

توضیحات فروش فیلم هزارپا: 

فروش روز اول اکران فیلم هزارپا: ۵۵۰ میلیون تومان که رکورد افتتاحیه سینمای ایران را شکست.

فیلم هزارپا اولین فیلمی است که در دو ماه اول 25 تا 30 میلیارد فروش داشته

فیلم هزارپا بیشتر از سه میلیون بیننده داشته و پر مخاطب ترین فیلم تاریخ سینمای ایران شد.

فیلم هزارپا در 16 مرداد 97 رکورد بیشترین ببینده را با 160 هزاز ببینده در یک روز به خود اختصاص داد.

 

کارگردان فیلم هزارپا:

آقای ابوالحسن داوودی متولد 1334 در شهر نیشابور است. آقای داوودی کار خودش رو در حوضه هنری با نقد مقالات سینمایی شروع کرد، و اولین حضور وی در عرصه سینما هم اولین بار به عنوان نویسنده فیلم پائیزان به کارگردانی آقای رسول صدر عاملی ظاهر شد. از آثار بر جسته وی می توان به نان و، عشق و، موتور هزار ، تقتطع، مرد بارانی، رخ دیوانه، و زاد بوم اشاره کرد. آقای داوودی رئیس هیئت مدیر سینما نیز بوده است.

تیزر اول فیلم هزارپا

تیزر دوم فیلم هزارپا

دانلود فیلم هزارپا

لینک دانلود به عنوان اولین وبسایت قرار داده میشود. 

 

 دانلود فیلم نان، عشق و موتور هزار اثر ابوالحسن داوودی

دانلود رایگان فیلم نان، عشق و موتور هزار

دانلود رایگان فیلم نان، عشق و موتور هزار با لینک مستقیم

دانلود فیلم نان، عشق و موتور هزار

دانلود فیلم نان، عشق و موتور هزار

برزو یه تعمییر کار هست، تعمییر کار انواع موتور. شاید بتونی بگی یک مخترع چون هر نوع موتوری با هر شرایطی که براش بیاری تعمییر میکنه. یه روز یه خانم میاد تعمییرگاه برزو که چندتا اقا مزاحمش میشن. برزو که خیلی پسر سربه راهی هست و ناموس بقیه رو ناموس خودش میدونه، باهاشون درگیر میشه و نمیذاره مزاحم خانم بشن. بعد که اون مزاحما میرن خانم بهش شماره میده که برزو پارش میکنه و میگه لعنت بر شیطون. صاحب کار برزو میاد و بخاطر به هم ریختگی گاراژش باهاش دعوا میکنه که، برزو میگه اقا ما اسم ناموس که میاد خون جلو چشممون رو میگیره.(دانلود فیلم نان، عشق و موتور هزار)

دانلود فیلم نان، عشق و موتور هزار

همین موقع که دارن نهار میخورن یه خانم میاد میگه ماشینم پنجر شده، که برزو میره و تایرش رو براش عوض میکنه. که اتفاقا جک رو میذاره زیر ماشین و هی فشارش میده و محو تماشای خانم میشه و ماشین چپ میشه. برزو عاشق دختره میشه و وقتی دختره میره مث دیونه ها پیاده تو خیالون دنبالش میره و خونشون رو پیدا میکنه. برزو با یه نگاه عاشق شده بود، برزو مرد عمل بود نه اهل سوز و گداز. برزو با کت و شلوار و گل میاد و به اوساش میگه اوسا من مرخصی میخوام. میخوام برم خواستگاری، اسمش باران هست، دانشجو هم هست. اوساش میگه اون دختر که من دیدم زن تو نمیشه و برزو ناراحت میشه و میره.(دانلود فیلم نان، عشق و موتور هزار)
برزو میره در خونشون و یه پیرمرد که خیلی هم خوب نمیتونه فارسی حرف بزنه در رو باز میکنه و راهنماییش میکنه داخل. یه خونه خیلی لاکچری و بزرگ. برزو میره داخل منتظر میشنه تا باران بیاد. بابای باران وارد سالن میشه و فیلم برمیگرده به سه روز پیش. که باران داخل ماشین داره میگه ولی اون که من قراره عاشقش بشم سوار یه پاژروی دو در قرمز هست. و طبق معمول تصادف کرده. باران یه پسر خاله داره به اسم ارشک(یه دیپلم بیکار) که عاشق موسیقی پاپ هست، و به سبک خودش عاشق سیاست که با هم داخل یه عمارت زندگی میکنن و هر روز بخاطر سیاست کتک میخوره. میاد خونه و متوجه میشه که عموش قراره بیاد. عموش بعد از فوت پدر باران تمام ارث باران دستش هست و خودش هم از هلبی سازی به کارخانه ی قوطی سازی رسید. عمو اصرار داره که باران باید حتما ازدواج کنه.(دانلود فیلم نان، عشق و موتور هزار)

عمو به باران تا روز تولدش وقت میده که ازدواج کنه. میگه تو دو سال هست که همش به من میگی که تا تولد سال بع م ازدواج میکنم ولی الان تولد سوم هست که داره بعد حرف تو میاد، و تو هنوز ازدواج نکردی. عمو میگه اگه تا روز تولدت ازدواج نکنی تمام اموالم رو به خیره میبخشم.(دانلود فیلم نان، عشق و موتور هزار)
مامی و خاله و ابیشن و همه فکر میکنن و میگن مسعود پسر فلور کیس مناسبی هست، و مامی بهشون زنگ میزنه تا بیان واسه قرار مدار های عروسی. خانم ها قرار هاشون رو میذارن ولی باران اصلا از مسعود خوشش نمیاد. عموی باران میگه باید با مسعود تنها حرف بزنم. حرف های عمو و مسعود خیلی طول میکشه و اخر با گریه میاد بیرون و میگه بهم گفته سوسول. باران میاد و میگه چرا ردش کردی میگه چون من تشخیص دادم به درد تو نمیخوره این ادم، و صدتا دیگه مثل این بیاری جواب من منفی هست. مامی یا همون مادر بزرگ باران که میدونست یار ولی شوخی نداره به همه ی پسرای فامیل که فک میکرد مورد تایید قرار بگیرن زنگ زد، ولی یار ولی خودش استاد ادم شناسی بود و هیچکدوم رو قبول نکرد. مهین بانو یا همون مامی باران رو مجبور کرد به تمام خواستگارای قبلیش زنگ بزنه ولی بازم کسی پیدا نشد. چون یا همه ازدواج کرده بودن یل دیگه باران رو ننیخواستن. ساعت ها و دقیقه ها میگذشتن و تولد باران نزدیک و نزدیک تر میشد. تولد باران شبیه مجلس عزا بود. تا اینکه برزو اومد خواستگاری. و بعدم باران عصبی که این با چه اعتماد به نفسی اومده و…. .(دانلود فیلم نان، عشق و موتور هزار)
نیم ساعت یارولی و برزو حرف زدن و بالاخره قرار شد که باران چای رو بیاره. باران چای رو برد و برزو از خوشحالی توو پوست خودش نمیگنجید. باران از اتاق اومد بیرون و غش کرد. ولی عمو قرار عقد و عروسی رو گذاشت، عقد فردا و عروسی بعد از چهلم عمه فلور که شهاب(شوهر ابیشن) از الکی گفتن که مرده. فردا عاقد اوردن و مراسم عقد رو انجام دادن ولی عاقد قلابی بود و دوست شهاب ولی عمو متوجه نشد.(دانلود فیلم نان، عشق و موتور هزار)
عمو یه اتاق کوچیک توو یه گوشه عمارت به برزو داد و خودش به تبریز برگشت. برزو که دیگه متوجه خرج زندگی و ازدواج شده بود از فردا صبح زود سرکار رفت و شروع به کار کرد. دو نفر که خیلی هم مشکوک بودن و به نظر میاد که دزد بودن برای تقویت موتورشون اومدن پیش برزو و اونم بهشون گفت که براشون موتور رو تقویت میکنه.(دانلود فیلم نان، عشق و موتور هزار)
برزو شب به خونه برمیگرده میره دسشویی و چون دسشویی فرنگی هست و بلد نیست ازش استفاده که توالت رو میشکنه. نصف شب که مهین بانو پا میشه بره دسشویی میبین که دسشویی شکسته است و میفهمه که کاره برزو هست.
روز بعد شهروز تمام وسایل مکانیکی برزو رو میاره تو عمارت و میگه از این به بعد کارگاه شما اینجاست. برزو هر چی میره طرف باران، باران بهش محل نمیده و کم محلش میکن.(دانلود فیلم نان، عشق و موتور هزار)
برزو تصمیم میگیره با موتوری که بهش دادن که تقویت کنه نظر باران رو جلب کنه. موتور رو تقویت طوری که میتونه ۲۰۰ تا بره. برزو باران رو دعوت میکنه سینما، ولی باران میگه نمیرم که شهروز اون رو متقاعد میکنه که باید بری. میرن سینما با هم یه فیلم هندی اکشن میبینن ، برزو که یادش رفته بود خوراکی بخره میره بیرون تا تخمه و پفیلا بخره که چندتا پسر مزاحم باران میشن که برزو باهاشون دعوا میکنه. میرن خونه میبینن عمو اونجاست و به باران میگه که از امروز تا سال اینده وقت داری که بچه دار بشی، عمو قضیه عمه فلور رو فهمیده. و میگه تمام اموال رو میدم به خیریه اگه تا سال بعد بچه ای نداشته باشین.(دانلود فیلم نان، عشق و موتور هزار)

باران عصبی از خونه میاد بیرون و میره دنبال دوستش. وقتی پارک کردن یه ماشین از پشت به ماشینشون میزنه، باران عصبی از ماشین میاد بیرون و داد و بیداد. که یه پسر خوشتیپ به اسم آریو پیاده میشه که به نظر میاد باران از اریو خوشش میاد. شماره باران رو میگیره و شمارشو میده به باران و بعد به باران زنگ میزنه. قرار میذاره و میاد خونه باران و بعدم با مادر بزرگ و باران و ابیشن میرن یه رستوران. بعد هم کلی از خودش و روابطش تعریف میکنه و بعد از بازان خواستگاری میکنه که باران هم درخواستش رو قبول میکنه. باران میره پیش برزو که بهش بگه ولی نمی تونه و میگه شب که قرار بود بریم شام بهت میگم. مامی و شهرروز یه سند جعلی برای خونه درست میکنن تا بفروشنش. برزو یه میز شام تو کارگاهش اکی میکنه و باران میاد تا همه چی رو بهش بگه. ولی هر کاری میکنه نمیتونه، از چیز های جزئی مثل رنگ و غذا و فصل و شعر حرف میزنه که هر چی که باران دوست داره برزو هم به همونا علاقه داره. تا اینکه شعر سهراب رو میخونه و برزو ادامه شعر رو و وقتی بقیه اش یادش میره رو دستش رو نگاه میکنه و باران میفهمه. و میگه تو همه این ها رو دروغ گفتی؟ کی این اطلاعات رو به تو داده؟ میگه ارشک پسر خالت، ولی من همه این کارا رو کردم که تو منو دوست داشته باشی. فردای همون روز برزو آریو رو جلو در میبینه که برای باران بوس میفرسته. عصبی میشه و به آریو حمله میکنه و با صدای باران و میانجی گری شهروز ولش میکنه، باران هم عصبی میشه و همه چی رو به برزو میگه، میگه عقد سوری بوده و دیشب اومده بودم این چیزا رو بهت بگم، میگه ببین آریو خوشکل هست خوشتیپ و پولداره ولی تو چی؟ و یه چک به برزو میده که برزو میذارتش تو جیب باران و میره. فردای روز بعد که اون پسر که موتورش رو تقویت کرده و راه میفته تو خیابون و با ماشین ریش تراش تو سر کسایی که موهاشون بلنده چهارراه درست میکنه، میخواد یه نفر رو اینطوری کنه ارشک و دوستاش میرسن و نمیزارن. اون اقا به ارشک میگه برو توو مغازه صوتی تصویری و به عباس اقا و بچه ها بگو که یه گونی بیارن و بیان، ارشک میره داخل و میبینه اریو همون عباس اقا هست. اریو یا همون عباس، ارشک و دوستاشون رو تو گونی میکنن و زندانی تا وقتی که باران بخواد با آریو عقد کنه. همون پسره که مو ها رو میتراشید میاد و ارشک رو ازاد میکنه، ارشک همه قضیه رو بهش میگه و سریع حرکت مسکنن به سمت تهران، تو راه به خونه زنگ میزنن ولی شهروز که خودش با آریو هم دست هست ، گوشی رو جواب میده و الکی میگه صدات نمیاد بعدم تلفن رو از برق میکشه. به آریو میگه که ارشک فرار کرده و باید سریع کار رو تموم کنیم. از اونطرف هم مامی داره وکالت تمام ارث و میراثش رو به شهروز میده. بنزین موتور ارشک و دوستش تموم میشه و کنار جاده میمونن شاید یکی بهشون بنزین بده. همین موقع تو خونه هم مراسم عقد باران داره برگزار میشه که باران وقتی عاقد میپرسه که وکیلم میگه نه! و به آریو میگه که من دوست ندارم و نمیخوام باهات ازدواج کنم. مامی که اصرار داره باران با آریو ازدواج کنه باهاش بحث و دعوا میکنه ولی فایده نداره باران تصمیم خودش رو گرفته. همین موقع عموی باران و دوتا پلیس میرسن که شهروز و عباس اقا یا همون آریو رو دستگیر میکنن، جالب اینجاست که مهری خانم به عمو خبر داده و مهری و عمو هم یه رابطه های ریزی با هم دارن. همه چی مشخص میشه و باران میره کارگاه برزو و این دفعه باران از برزو خواستگاری میکنه.(دانلود فیلم نان، عشق و موتور هزار)
برزو با کمک کارخونه ای که به باران به ارث رسیده بود موفق میشه پله های ترقی رو دو تا یکی طی کنه و موفق ترین کارخانه موتور سواری رو راه اندازی کنه ، برزو و باران صاحب دو تا بچه میشن و به خوبی و خوشی کنار هم زندگی میکنن. مامی هم سینمای الیگودرزش رو میفروش و با کمک باران یه پیتزا فروشی راه میندازه که سر اشپز اون البرت یا همون مستخدم خونشون هست. عمو و مهری هم با هم ازدواج میکنن و ابیشن هم با پسر خاله مهری ازدواج میکنه و همه چی به خوبی به پایان میرسه.(دانلود فیلم نان، عشق و موتور هزار)

لینک مستقیم دانلود فیلم

 

دانلود فیلم تقاطع اثر ابوالحسن داوودی

دانلود فیلم تقاطع اثر با لینک مستقیم

دانلود فیلم تقاطع اثر با لینک مستقیم و رایگان از مای سینما

دانلود فیلم تقاطع

فیلم تقاطع به کارگردانی ابوالحسن داوودی ، دانلود فیلم هزارپا

فیلم تفاطع زندگی زندگی چهار خانواده رو نشون میده که در طول فیلم یه جورایی به هم ربط پیدا میکنن.
مهسا عروسک گردان هست و یه خواهر حامله داره که توی ماه نهم هست و شوهرش خارج از ایران زندگی میکن و میخوان برن پیش اون ولی دکتر میگه تا زایمان نکردی نرو.

همکار مهسا ۵ سال میشه که عاشق مهسا شده و تصمیم میگیره که بره به مهسا بگه و ازش خواستگاری کنه .

خانواده دوم خانواده خانم دکتر: یه پسر ۲۰ سال به اسم امیر داره که دانشجوی دانشگاه آزاد هست و خودش هم دکتر زنان. خانم دکتر و یکی از همکاراش عاشق هم دن و دو سال هست که با هم رابطه دارن و میخوان ازدواج کنن ولی بخاطر امیر و مخالفت های امیر همچنان منتظر هستن.
خانواده سوم خانواده مهندس هستن: مهندس یک دختر به اسم شادی داره و شادی ۱۸ سالش هست.

مهندس داره از زنش جدا میشه و زن اش میره کانادا، مامان شادی به کانادا رفت و باباش اجازه نداد تا شادی رو ببره. شادی از این قضیه خیلی ناراحت بود و اصرار داشت که با مامانش بره ولی فایده نداشت. مهندس ورشکسته شده بود و باید تمام وسایل شرکتش رو میفروخت. بابای شادی خیلی سعی کرد به شادی نزدیک بشه ولی فایده نداشت .

خانم بعدی خانواده پدرام هستن. یه خانواده خیلی خیلی پولدار که چندتا دختر و یه پسر دارن به اسم پدرام. پدرام چون تک پسر هست خیلی لوس هست و همه ی امکاناتی که فکر کنی داره، و شادی هم دوست خواهر پدرام هست.

یه روز امیر و پدرام میخوان به یه مهمونی برن که به ترافیک میخورن. پدرام سعی میکنه ماشین رو برونه داخل پیاده رو و از اونجا حرکت کنه تا از ترافیک سری تر خلاص بشه. ولی یه دختر بهش راه نمیده این دختره هم کسی نیست جز مهسا. مهسا و خواهرش واسه خرید و یه دور زدن به بیرون اومدن . وقتی که دوتایی از ترافیک بیرون میان پدرام شروع میکنه به اذیت کردنشون. اینقد با سرعت زیاد رانندگی میکنن که وقتی مهسا به جلو نگاه میکنه میبینه که مانع هست و هر چی سعی میکنه ترمز کنه نمیتونه. ماشین به مانع ها میخوره و غلت میخوره و از پل پایین میفته، بابای شادی هم که داره میره فرودگاه که نذاره زنش بره از اونجا رد میشه که میبینه یه ماشین از بالا جلوی ماشینش میفته و محکم بهش برخورد میکنه. امیر و پدرام که خیلی ترسیدن فرار میکنن ، مهسا و خواهرش میمیرن و بچه ی خواهرش زنده میمونه.

پدرام سعی میکنه از کشور خارج بشه و فرار کن. به امیر میگه که باید از اینجا بریم، ولی امیر توانایی مالی انچنانی نداره و میگه من نمی تونم. پدرام هم میگه نگران نباش من به بابام میگم کارت رو درست کنه. پدرام و امیر دائم دنبال کارای رفتنشون هستن و گیر این قضیه ولی پدرام امیر رو میخواد بمیچونه ا خودش بره . شادی که با یه پسر دوست میره خونه پسره و حامله میشه. وقتی باباش جریان مدرسه نرفتن شادی رو میفهمه اونو تو اتاق حبس میکنه که فردا ببرش دکتر چون مشکوک به اعتیادش شده. شادی خودش رو از پنجره اتاق پایین مینداره، و وقتی باباش میاد پیش دکتر و شادی رو از اتاق عمل میخوان بیارن بیرون دکتر به باباش میگه خودش خوبه ولی بچه اش مرد. بابای شادی تعجب میکنه و خیلی ناراحت ، مامان شادی هم برمیگرده ایران. امیر هم که میفهمه پدرام سرش رو کلاه گذاشته و داره ولش میکنه اینجا و میره همه چی رو به پلیس میگه . خانم دکتر و داریوش هم با هم ازدواج میکنن.

 

لینک دانلود فیلم تقاطع

 

به این پست امتیاز دهید.
دانلود فیلم هزارپا
4.82 از 85 رای