دانلود ملی و راه های نرفته اش

دانلود رایگان ملی و راه های نرفته اش

دانلود رایگان ملی و راه های نرفته اش با لینک مستقیم

دانلود فیلم ملی و راه های نرفته اش

دانلود ملی و راه های نرفته اش

دانلود ملی و راه های نرفته اش .ملی دوتا دادش داره که یکی از اونا و پدر ملی ، ملی یا همون ملیحه رو خیلی محدود کردن.
ملی تا دیپلم بیشتر درس نخونده و حق رفتن به دانشگاه رو نداره و الان به کلاس خیاطی میره .
ملی یه دوستی به اسم نیره داره که ازدواج کرده و یک روز که کار خیاطیشون تموم میشه ملی و نیر تا سر خیابون پیاده میرن ک بعد هر کدوم به خونشون بزن و توو راه راجبه ازدواج و دوست داشتن حرف میزنن و ملی میگه من از یه بازیگر ترکی به اسم بالی خان خوشم میاد و همین موقع یه پسر میبیه ک شبیه بالی خان هست و سریع به نیر میگه نیر نگاه کن اون پسره شبیه بالی خانه نیر میگه کدوم همون سبیل داره؟
اره همون ! نیر میگه ملی این که داداش منه.
دوتایی پیش داداش نیر که اسمش سیامک هست میرن و نیر به ملی میگه بیا تا یه جایی برسونیمت و سوار ماشینشون میشه و از آینه به هم نگاه میکنن و لبخند میزنن.
روز بعدش نیر میاد و میگه که سیامک ازت خوشش اومده و شمارتو میخواد و میخواد ببینتت.
خلاصه سیا و ملی همدیگر رو میبینن و با هم دوست میشن و به هم علاقه مند.
یه روز که میرن یه کافی شاپ دوست داداش ملی اونا رو میبینه و سیا میگه کی بود میگه دوست داداشم
سیا میگه ولی چرا تو رو میشناسه؟ ملی میگه وای بیچاره شدم میره به داداشم میگه و سیا هم میگه نگران نباش من دیگه تصمیمم رو گرفتم ومیخوام بیام خواستگاری تا وقتی هم اون بخواد چیزی بگه ما با هم ازدواج کردیم.
سیا با خانوادش یه خواستگاری میان ولی خانواده ها با هم کنار نمیان و خانواده ملی جواب رد میدن ک میگن دیگه نباید با سیا ارتباطی داشته باشی چون اینا خانواده درستی نبودن.
ولی سیا و ملی یواشکی به رابطه اشون ادامه میدن تا اینکه داداش ملی مچشو میگیره و وقتی میخواد کتکش بزنه و گوشی رو ازش میگیره باباش میگه من اینجا ابرو دارم اگه میخوایش باهاش ازدواج کن و آبروی ما رو نبر ولی دیگه حق نداری رو ما حساب کنی اگه مشکلی توو زندگیت پیش اومد.
ملی و سیا ازدواج میکنن و به خونشون که طبقه بالای خونه ی بابای سیا هست میرن . وقتی به خونشون میرسن دایی ملی عکس هایی که ازشون گرفته بودو واسه ملی میفرسته و ملی میگه سیا بیا ببین دایی کلی عکس ازمون گرفته، سیا با عصیانیت میگه داییت داشت در گوشت چی میگفت که تو میخندیدی و شروع میکنه به دعوا که دیگه حق نداری با داییت حرف بزنی و ملی میگه سیا ولی اون داییم هست میگه داییت یا هر کسی من ازش خوشم نمیاد و تو حق نداری باهاش حرف بزنی و ول میکنه و میره.

هر چی ملی بهش زنگ میزنه گوشی سیا خاموش هست . فردا صبح بیدار میشه و لباساشو میپوشه میره پایین از مادر شوهرش که توو حیاط هست میپرسه که شما نمیدونید سیا کجاست ؟ میگه نه . ملی میگه چیزی شده مادرش میگه من چه میدونم از خودت بپرس دیشب چی بهش گفتی اومد پایین؟ ملی میگه ااا سیا دیشب پایین خوابید؟بعدم میره پیش بابای سیا و بهش سلام میکنه و باباش میگه که سیا رفته سرکار الان پیداش میشه.
ملی میره ترمینال محل کار سیا و سیا رو پیدا میکنه و میره پیشش سیا تا میبینش میگه این چه لباسیه اینجا چکار میکنی و عصبانی میشه و میبرش خونه ، ولی ملی تعجب میکنه و میگه چرا قهر میکنی مث بچه ها ، و دعواشون میشه . ولی ملی عذر خواهی میکنه و کلی بحث میکنن و ملی فقط تعجب میکرد از حرفای عجیب غریب سیا و تازه متوجه میشه که سیا خیلی حساس و شکاک هست.
توو خونه خواهر سیا یه جشن میگیرن و بزن و برقص ولی بازم توو مهمونی ملی رو ضایع میکنه .
فرداش ملی و نیر میرن بیرون خرید که یه دختر همش تعقیبشون میکنه تا اینکه میفهمن دوست دختر سیا بوده و سیا ولش کرده و الان اومده بود که ملی رو ببینه .
ملی میره خونه و به سیا داستان رو میگه و ناراحت میشه ولی سیا دلشو به دست میاره .
فردا وقتی سیا میخواد بره بیرون ملی بهش میگه منم سر راهت میرسونی خیاطی ولی سیل میگه بیخود !ملی میگه چرا؟میگه من دوست ندارم بری جایی . ملی میگه خب مث قبل که نمیرسم هوا خوری با کسی هم که ارتباطی نداریم من دلم پوسید تو این خونه ، ولی سیا بهش میگه عصر میام میبرمت بیرون و میگه از سامانی رئیس خیاطی هم خوشم نمیاد ، میگه یه شبکه اجتماعی عضو بشم ولی بازم میگه نه ، میگه یه ریسیور بخر سریالام ببینم بازم میگه نه و میگه بیا ببرمت خونخ بابات دلت وا شه میگه خودم میرم و خودش میره خیاطی .
شب ک میاد خونه شام براش میکشه ولی شام شوره و سیا اونو میریزه و دعواشون میشه و سیا یه سیلی به ملی میزنه ، بعد ملی میگه تو منو زدی و بعد میگه من دیگه اینجا نمی مونم و میخوام برم ولی بحثشون بالا میگیره و ملی رو کتک میزنه و وقتی مادر شوهرش اینا میشنون نمیان کمکش و صداش تو کوچه هم میره و همسایه ها زنگ میزنن به پلیس ولی وقتی پلیس میاد سیا مجبورش میکنه بگه قضیه خونوادگی هست و شکایتی ندارم .
نیر میاد و حال و روز ملی رو میبینه ملی بهش میگه تو که میدونستی اینطوری هست چرا با من اشناش کردی چرا بهم نگفتی ؟ گفت گفتم نشنیدی نیر هم میگه این بلاها رو که سرت اورده چرا رضایت دادی؟
بعدم نیر میگه باید بری خونه بابات تا سیا فک نکنه بی کس و کاری .
ملی و نیر میرن خونه بابای ملی ولی جای اینکه یه مرهمی باشن برا زخماش اونقد سرکوفتش زدن و بارش کردن که مگه بهت نگفتیم اگه رفتی دیگه همه چی با خودته ملی هم میگه بسه دیگه من از دست شما فرار کزرم و به سیا پناه بردم یه کاری با اعتماد به نفس من کردید که فک میکزدم حالا یکی خواستگاری کرده چه گلی به سر من زده و بعد سیا اومد و با سیا به خونش برگشت.

پدر و مادر ملی هم که چیز خاصی نگفتن.
چند روز بعد ملی جلو پنجره است ک میبینه که دوستش داره از این محله میره و بهش اشاره میده که بیا پایین کارت دارم از سیا اجازه میگیره اولش که قبول نمیکنه ولی یعدش قبول میکنه و ملی میره پایین پیشش دوستش میگه شماره یه جایی زو پیدا کردم که به زنایی مثل تو کمک میکنه و وقتی میخواد شمارشو بده بهش ملی میگه نه الان که داره نگاه میکنه .
دوستش ملی رو بغل میکنه و شماره رو میذاره داخل جیبش ملی میگه جایی دارن آدم را قایم کنن میگه نه فقط راه ک چاه یادت میدن و خدافظی میکنن و ملی میاد بالا.
همین موقع سیا تو وسایل ملی قرص ضد بارداری پیدا میکنه و میاره به ملی میگه اون زنه بهت داده و میخواد بره که دعوا کنه که ملی میگه خودم خریدم و من بچه نمیخوام.
سیا میگه مگه برات کم گذاشتم این خونه این زندگی و … ملی میگه تا اخلاقت رو درست نکنی من بچه نمیخوام سیا میگه مگه دست توعه میگه اره پس دست کیه ؟ و سیا شروع میکنه به زدن ملی.
فیلم بعد چند مدت رو نشونمیده که ملی حامله است و سیا با چندتا عروسک اومده و  ملی میگه نیر امروز میاد باهاش برم یه چیزایی خرید کنم اولش میگه نه چون برا بچمون ضرر داره و بعدش میگه باشه خودم میبرمت و بعد میرن بعد که خریداشون رو میکنن نیر میگه ما میریم تو این مغازه ییه بلوز میخریم و میایم.
ملی و نیر میرن و نیر سریع میره داخل  اتاق پرو و با دوست پسرش (نیر شوهر هم داره)  حرف میزنه و فروشنده هم چندتا لباس به ملی نشون میده و توو حرفاش به ملی  میگه عزیزم که سیا میشنوه و میاد مغازه دار رو کتک میزنه و بقیه مغازه دارا میان و سیا رو کتک میزنن ملی هم یه گوشه میمونه و نگاه میکنه.
بعد میرن خونه و سیا شروع میکنه به بحث کردن با ملی که دیدی گفتم نریم همین رو میخواستی به خاطر تو احمق منو کتک زدن حالا دلت خنک شد ملی هم میگه اره و شروع میکنن به دعوا و ملی میگه بچه میخوام چکار ؟ سیا هم خیلی عصبی میشه و ملی رو میزنه و سیا میره بیرون .
ملی به همون خانه امنی که دوستش شمارش رو بهش داده بود زنگ میزنه و شرایطش رو میگه بعد که سیا میاد از خانه امن هم زنگ میزنن.
ولی چون کسی جواب نداد بعدا زنگ میزنن که سیا هست و نمی تونه جواب بده ، نیر زنگ میزنه و ملی بهش میگه آمبولانس خبر کن و امبولانس میاد و ملی رو به دکتر میبرن  ملی دستش شکسته و بچه اش هم سقط شده ، خانه امن بهش میگه که نباید رضایت بده و باید بره شکایت کنه.
ملی هم با داداش کوچیکش و نیر میرن و از سیا شکایت میکنن و سیا رو دستگیر میکنن و به بازداشتگاه میبرن.
ملی هم که دیگه مادر شوهرش خونه راهش نمیده خونه خودشون میره و میگه طلاق میخوام  ولی خانوادش مثل همیشه پشتش نیستن و میگن تو بیا ییخیال طلاق شو و به سیا رضایت بده اگه دست روت بلند کرد ما خودمون طلاقتو میگیریم و ملی هم میگه اگه زیر قولتون بزنید خودمو میکشم.
رضایت میده و سیا میاد دنبالش و قول میده که دیگه کتکش نزنه و به خونشون میرن ولی دیگه ملی علاقه ای به سیا نداره و سیا به روش خودش ملی رو زجر میده .
ملی همچنان با خانه امن در تماس و از راهنمایی هاش استفاده میکنه ولی بالاخره کم میاره و تصمیم میگیره  که خودش رو بکشه کلی نیر میاد و به کافه میبرتش .
تا اینکه یه شب دیگه که دعوتن خونه نیر میفهمه که نیر با شوهر خواهر رضا (رضا شوهر نیر هست) ارتباط داره و سعی میکنه راهنمایش کنه ولی فایده نداره.
یه روز گه باز ملی و نیر میرن بیرون واسه تولد نیر ، نیر به مسعود(دوست پسرش)  هم میگه که بیاد و به ملی میگه که اتفاقی دیدمش .
وقتی ملی داخل رستوران سلف سرویس نشسته و نیر و مسعود میرن تا غذا ها رو بیارن و ملی نشسته است ولی سیا اونا رو تعقیب کرده و الان تو رستوران نیر که سیا رو میبینه خودش رو قایم میکنه و مسعود غذا رو میبره میذاره جلو ملی که همین موقع سیا میبینشون و میاد جلو ک مسعود فرار میکنه و هر چی ملی میگه وایسا تا برات توضیح برم سیا گوش نمیده و ملی رو میندازه توو صندوق عقی ماشین و میبره داخل یه خرابه ها که بکشتش .
ملی تو راه به خانه امن زنگ میزنه و جریان رو بهشون میگه و وقتی که سیا در صندوق رو باز میکنه گوشی رو ازش میگیره و به مشاور هم کلی فحش میده و وقتی ملی رو میزنه و ملی طرف صندوق عقب ماشین میفته ملی قفل فرمون رو میبینه و با اون سیا رو میزنه و فرار میکنه و گوشیش رو هم مییره و به مشاورش میگه زدمش و هر چس مشاور میگه کجا هستی میگه نمیدونم .
ملی میره سوار قطار میشه یه قطار که نمیدونه کجا میره و داخل قطار قرص میخوره که خودش رو بکشه ولی مشاورش با رد یابی از روی موبایلش موفق میشه اونو پیدا کنه و به بیمارستان بفرسته…. .

نام فیلم :

بازیگران فیلم ملی و راه های نرفته اش : خانم ماهور الوند در نقش ملیحه ، آقای میلاد کی مرام در نقش سیا  ، آقای جمشید هاشم پور در نقش پدر سیامک ،خانم السا فیروز آبادی در نقش نیر ،  خانم افسر اسدی در نقش مادر سیامک  ،خانم ستاره اسکندری، آقای جمشید جهان زاده ،خانم فرزانه نشاط خواه ، آقای ادیب تورج ، آقای تورج منصوری

کارگردان فیلم ملی و راه های نرفته اش : خانم تهمینه میلانی

تهیه کننده فیلم ملی و راه های نرفته اش : آقای محمد نیک بین

نویسنده فیلم ملی و راه های نرفته اش : خانم تهمینه میلانی

سال ساخت فیلم ملی و راه های نرفته اش : 1395

تاریخ اکران فیلم دانلود ملی و راه های نرفته اش : 22 شهریور 1396

مدت زمان فیلم دانلود ملی و راه های نرفته اش : 105 دقیقه

منتشر کننده : مای سینما ، my30nama.ir

کشور سازنده فیلم دانلود ملی و راه های نرفته اش : ایران

زبان فیلم ملی و راه های نرفته اش : فارسی

فروش گیشه فیلم ملی و راه های نرفته اش : 1 میلیارد و 987 میلیون و 327 هزار تومان

 

دانلود ملی و راه های نرفته اش

دانلود ملی و راه های نرفته اش

دانلود ملی و راه های نرفته اش

دانلود ملی و راه های نرفته اش

دانلود ملی و راه های نرفته اش

دانلود ملی و راه های نرفته اش

دانلود ملی و راه های نرفته اش

دانلود ملی و راه های نرفته اش

دانلود ملی و راه های نرفته اش

به این پست امتیاز دهید.
بدون رای!